کپی رایت
قطعا شما هم مثل تمام ایرانیهای دیگر جملاتی مثل مال دزدی برکت ندارد یا مال حرام آفت مال حلال است و جملای این چنینی شنیده اید.اگر به شما بگوبند که یک لپ تاپ را به شما رایگان میدهیم و فقط مشکلش این است که دزدی است و یا حتی نه اگر یک قطعه ارزان قیمت کامپیوتر مثل کارت گرافیک و البته آنهم دزدی را به طور رایگان به شما بدهند ممکن است بسیاری از شما (از جمله خود من ) آنرا قبول نکند. جدا از مسائل مذهبی یا حلال و حرام حداقل برای من بحث شرافت و اصول اخلاقی مطرح است.
فکر میکنم اکثر دوستان و خوانندگان این مطلب نیز با من هم عقیده هستند اما حالا فرض کنید یک CD مثلا از ویندوز مایکروسافت یا Office و یا حتی محصولات وطنی مثل دیکشنریهای مختلف یا سیستم حسابداری به شما بدهند و بگویند این قفل شکسته یا کرک است. در تمام موارد بالا یک اتفاق افتاده است یعنی از نظر مالی به صاحب یا تولید کننده مال ضرر رسیده است و در واقع این هم یک دزدی یا حداقل خرید مال دزدی است. اما این اتفاقی است که برای اکثر ما افتاده است تقریب اکثر ما یک نسخه دزدی از ویندوز XP و حتی نسخه های از لینوکسهای دزدی و بسیاری از محصولات خارجی یا داخلی و البته کرک را بر روی کامپیوتر خود نصب کرده ایم. چگونه است که ما اکثر به اصولا اخلاقی و اجتماعی پایبند هستیم اما اینجا چشم خود را بر این مسئله میبندیم!.
راستی اگر بحث حلال و حرام یا همان حرف قدیمیها که مال دزدی برکت ندارد درست باشد تکلیف این جماعت صاحبان و کاربران کامپیوتر چه میشود.شاید به همین دلیل است که ما ایرانیها با وجود استعدادهای فراوان در زمینه برنامه نویسی بهره ای بسیار ناچیز از میلیاردها دلار درآمد نرم افزار در دنیا داریم.
پاسداشت کپی رایت
پیش گفتار : هدف از تاسیس این وبلاگ یافتن راهکارهایی عملی و موثر برای کاستن از اثرات نامطبوع عدم رعایت کپی رایت و همبستگی کسانی است که هنر را و انسانیت را پاس می دارند . این حرکت جمعی با همراهی عده ای از خوانندگان ، آهنگسازان ، ترانه سرایان ، روزنامه نگاران ، فرهیختگان علمی و هنری ، هنر دوستان آغاز و به یاری پروردگار ادامه خواهد یافت . این حقیر به عنوان عضوی کوچک از جمع نامبرده ، از فعالان اینترنتی و کسانی که به نوعی می توانند در این موضوع با ما همکاری کنند ، دعوت به عمل می آورم تا یاری رسان ما باشند . به امید روزی که چنین پدیده های آزار دهنده و مخربی از جامعه ی ایرانی رخت بربندد .
بدیهیات 1 : دزدی عبارت است از تصاحب دارایی افراد بدون رضایت آنها که در همه ی جوامع و فرهنگ ها کاری مذموم و نکوهش شده است . دارایی هر هنرمند آثار اوست که پس از سالها کوشش و تلاش به آن رسیده و هزینه ی آن عمر و انرژی ای بوده که صرف کرده و غیر قابل برگشت می باشد . و اساسا بقای حرفه ای او ارتباط مستقیم با آثار او دارد . پس چگونه است که بسیاری در کمال نا آگاهی و با آسودگی خاطر این آثار را می دزدند و ساده انگارانه دم از دوست داشتن هنرمند مربوطه می دانند ؟!!!
بدیهیات 2 : روال طبیعی در قانونگذاری این است که : ابتدا نیاز به ضوابط و نظارت قانونی در جامعه پیش می آید ، سپس قانونگذار برای رفع این نیاز و دفاع از حقوق شهروندان به وضع قانون می پردازد و حکومت وظیفه ی اجرای قانون را بر عهده می گیرد .
بدیهیات 3 : از آنجا که زیستن در مملکت گل و بلبل ضوابط خاص خود را دارد و این ضوابط را می توان در حوزه هایی چون : عدم ضابطه مند بودن ، تفکرات و رفتارهای بدوی - قبیله گی و قوانین حسین قلی خانی جست و جو کرد . به عباراتی هیچ قانونی از وضع تا اجرا روال طبیعی خود را طی نمی کند ، یعنی عموم شهروندان اساسا چنین نیاز بدیهی ( پاسداشتن حقوق هنرمند ) را حس نمی کنند و مسئولان رسانه ی فراگیر و به اصطلاح فرهنگی صدا و سیما نیز دم از اجرای قوانینی در پاسداشت حقوق هنرمند می زند ولی با هزار تا قسم حضرت عباس نمی شود دم خروسی که از فرسنگها به چشم می خورد را پوشاند !
بدیهیات 4 : در هر صنعت و صنفی سلامت چرخه ی تجاری دلیل بقا و استقرار آن صنف است . حال زیستن و بقای هر هنرمند به این چرخه ارتباط مستقیم دارد و در صورتی که او نتواند از این راه گذران عمر کند ، بقای او در عالم هنر و اساسا زیستن او به خطر می افتد ، چرا که قاعدتا او در حرفه ای به جز رشته ی هنری خود تخصص و امکان فعالیت ندارد . طبق قوانین عرف امتیاز این آثار به شرکتهای تولیدکننده و پخش کننده ی این آثار واگذار می شود و قاعدتا هر کس که تمایل به شنیدن و دیدن این آثار دارد باید هزینه ی آن را بپردازد که البته با توجه به هزینه های معمول زندگی امروز رقم ناچیزی به شمار می آید ، و همین چرخه ی ساده یعنی کپی رایت باعث برگشت سرمایه تهیه کنندگان اثر از سویی و تشویق و ادامه ی فعالیت آنان از سویی دیگر می گردد . هنگامی که بسیاری به خود حق می دهند تا بدون پرداخت هزینه ای این آثار را بدزدند ، چگونه این چرخه به فعالیت خود ادامه خواهد داد ؟!!!
بدیهیات 5 : انسان در سنین خردسالی یاد می گیرد که برای داشتن هر کالایی باید هزینه ی ان را بپردازد ، پس چگونه است که بسیاری نمی خواهند برای داشتن آلبوم خواننده ی مورد علاقه ی خود !!!! مبلغی بپردازند ؟ آیا این کار چیزی جز دزدی قلمداد می شود ؟
نمونه 1 : رسانه ی معظم و ما فوق فرهنگی ! صدا و سیما سالهاست که عموما بدون پرداخت وجهی و رعایت استانداردهایی چون معرفی پدیدآورندگان اثر ، هر آهنگی را که می خواهد پخش می کند و بعضا طلبکار هم هست ؟!! پوران گلفام ( همسر زنده یاد فرهاد مهراد ) حدود یک سال است که به پخش صدای فرهاد از صدا و سیما اعتراض دارد و دارد و دارد و همین !!!! از قرار معلوم بعضی اعتراضها قرار نیست نتیجه ای در بر داشته باشند !
نمونه 2 : فروش سی دی به قیمت 300 الی 500 تومان در دستفروشی ها و البته مغازه های سطح شهر تهران و شهرستانها به موضوعی عادی بدل شده است . محتویات این سی دی ها به غیز از نرم افزارهای کپی شده خارجی به آهنگهای خوانندگان داخل کشور اختصاص دارد برای نمونه با پرداخت 500 تومان ، سي دی mp3 شامل 10 تا 15 آلبوم را می خرید و محض رضای خدا حتی یک ریال هم به جیب تهیه کنندگان اثر نمی رود ، چرا که این سی دی ها در زیر زمینهای افسریه ، اسلامشهر و . . . تکثیر می شود و البته که این کار غیر قانونی است ولی فراموش نکنیم در مملکت گل و بلبل وقتی اجرای قانون برای دولت درآمدی نداشته باشد ، موضوعی بیهوده تلقی می شود ! نمونه های فراوانی می شود برای مورد اخیر آورد همانند آلبوم جوونی امیر کریمی که یک سال پیش از پخش نسخه ی شرکتی آن در چهار راه ها فروخته می شد ( هر چند بی کیفیت و ناقص ) و بدیهی است که این کار چه قدر به فروش آلبوم و در نتیجه تهیه کنندگان اثر زیان وارد کرده است .
نمونه 3 : هموطنان به اصطلاح مدرن ! نیز با کمک تکنولوژی و بدون پرداخت هزینه ای اقدام به برقراری امکان دانلود آهنگهای خوانندگان مورد علاقه ی خود می کنند که مرده شور ِ چنین علاقه ای را باید برد که از دوستی خاله خرسه بدتر است و غیر انسانی تر ! به راستی آیا اینان در زندگی روزمره به خود اجازه می دهند تا دزدکی وارد خانه ای شوند و تلویزیون یا اشیاء قیمتی صاحب خانه را به عنوان علاقه بردارند وببرند ؟!!!
يادداشتي از محسن نامجو تو پر رو نیستی , تو عجیبی !
در کمتر از سه چهار ماه اتفاق افتاد . ترکشهاي انفجار پديدهاي به نام محسن نامجو با شعاع گستردهاي پخش شد و خيلي ها را به تولد يک ستاره متفاوت ، دانا و پر نور اميد وار کرد؛ يک ستاره مولف. کسي که به نظر مي رسيد جرقه نباشد و سخت اميدواريم که نباشد.
از نامجو خواستيم که برايمان يک يادداشت بنويسد و او ، اولين يادداشتش در رسانههاي مکتوب را به همميهن هديه کرد.
1- بهمن 85 در سفر هلند، سري به كنسرواتوار روتردام زدم تا از شرايط پذيرش دانشجو سوال كنم. منشي هلندي كه فرم مربوطه را پر ميكرد، وقتي نامم را پرسيد چشمهايش گرد شد. لحظاتي مرا تنها گذاشت. بعد از دقايقي برگشت و مرا پيش رئيس آموزش كنسرواتوار در طبقه سوم برد. آن خانم بلافاصله با ديدن من، دو كلمه را با هيجان به زبان آورد: «محسن نامجو، ترنج.» بعد از ترجمه حرفهاي او، توسط دوستم رضا، فهميدم كه تقريبا تمام ايرانيان ساكن روتردام آلبوم «ترنج» را شنيدهاند و براي يكديگر از جمله اين خانم هلندي كپي كردهاند.
2- چند ماه پيش، در يك صبح جمعه زمستاني بعد از دو شبانهروز كار مداوم در استوديو، با ظاهري خسته و ژوليده كه به هر كسي ميمانست جز موزيسين، راهي منزل بودم. به محض نشستن در تاكسي صداي قطعه ترنج را شنيدم. دقت كه كردم، ديدم جوانكي با ظاهري بسيار آراسته و موقر در حال شنيدن موسيقي از طريق هدفون است و صداي ترنج از mp3 پخش ميشود. نميتوانم احساس آن لحظهام را دقيقا بيان كنم. احساسي كه در دوسه سال اخير يكسره با من بوده است.
در حالتي ميان غلبه پرهيجان و عدم آن، دستي به شانه طرف زدم و پرسيدم نام قطعهاي كه ميشنود چيست و از آن كيست. شايد فقط به اين خاطر سوال ميكردم كه با شنيدن اسم خودم توسط او، از اين بابت كه نامم دزديده نشده باشد، خيالم راحت شود. طرف با توجه به ظاهر ژوليده من با اكراه هدفون را از گوشش درآورد و رو به من گفت كه چه ميگويم. پرسيدم: آقا ببخشيد اسم اين خواننده را ميخواستم بدانم. با اكراه بيشتر جواب داد كه محسن نامجو و خيلي سريع از ادامه گفتوگو سر باز زد. البته حق هم داشت، چون ظاهر آدمي كه از او سوال كرده بود، هيچگاه نميتوانست از سطح مخاطب موسيقي كوچه بازاري بالاتر باشد و آن جوان بهعنوان مخاطب موسيقي خاص نميخواست وقتش را به صحبت با هر كس و ناكسي تلف كند، حتي اگر آن كس و ناكس خود خواننده باشد.
3- از وقتي كه ضبط دو آلبوم «جبر جغرافيايي» و «ترنج» تمام شد با خودم عهد كرده بودم كه تا روشنشدن مساله مجوز، به هيچ عنوان قطعات را در اختيار كسي نگذارم و در اين سختگيري حتي مادرم را مستثني نكردم. دوسال تمام پيرزن بهخاطر دورياش از من و براي رفع دلتنگيهايش تقاضاي در اختيار داشتن اين قطعات را ميكرد و من خامدستانه او را به صبر دعوت ميكردم. غافل از اينكه در اين مدت كسي كه اين دو آلبوم را نشنيده بود، خواجه حافظ شيرازي بود.
نوروز امسال گند كار حسابي درآمد و ديگر آبرويي از من پيش مادرم باقي نماند. به اين ترتيب كه هنگام صحبت تلفني به بهانه تبريكات عيد به من خبر داد كه همسايه ديوار به ديوارش در مشهد آلبوم ترنج را با صداي بلند گوش ميكند. پيرزن از من پرسيد: مادرجان هنوز هم خيال ميكني كارهايت پخش نشده و هنوز فكر ميكني وقتش نشده تا مادرت هم نسخهاي از آنها را داشته باشد؟
4- در نشريه نسيم ويژه نوروز 86 همزمان با همشهري جوان و يكي، دو نشريه ديگر مصاحبه يا مطالبي درباره اين حقير چاپ شده بود. مطلب نشريه مذكور با يك نظرخواهي از اهالي موسيقي همراه بود مبني بر اين كه بهترين قطعه يا شعر يا آلبوم يا خواننده سال 85 را از ديد خود انتخاب كنيد. گويا حدود 60 درصد انتخابها شامل حال من ميشد، اما نكته مهم اين نبود. آنچه توجه مرا جلب كرد جملهاي بود كه در توضيح بالاي صفحه نظرخواهي آمده بود.
جملهاي با اين مضمون كه طبق اين نظرخواهي ميتوان بنيامين را پديده ششماه اول 85 و نامجو را پديده ششماه دوم دانست، اما جالب است كه از اين پديده ششماه دوم تاكنون هيچ اثري بهطور رسمي يا مجوزدار و حتي با كيفيت ضبط استاندارد در اختيار مخاطبان قرار نگرفته است. اين موضوع برايم شديدا غمگينكننده بود. احساس آدمي را در نظر بگيريد كه داراييهايش، چه مادي و چه معنوي، به غارت رفته است.
آدمي كه شاهد است حاصل سالها دريافت، غم، شادي، تحقيق، مشاهده و مطالعهاش به راحتي در دسترس همگان است، بدون آنكه بداند عامل اين چپاول چه كسي بوده است. چپاولي كه اگر چند ماه ديرتر اتفاق ميافتاد، لااقل كالايش از كيفيت بهتر و مطلوبتري برخوردار بود. باور كنيد حتي اگر حاصل اين ارزشيابي، دستيابي به بزرگترين جوايز مادي و معنوي باشد، باز هم اين يغما را براي آدم توجيه نميكند.
در تمام آن لحظاتي كه شاهد شناختهشدنام بين اقشار مختلف بودم، هميشه اين احساس دوگانه غم و شادي با من همراه بود. شادي از اينكه بالاخره حاصل كار من هم شنيده شد و غم بهخاطر اينكه «پس حق و حقوق من چه ميشود؟ و آن را از چه كسي بايد گرفت؟» در اين ميان شاهد لطفهاي زيادي هم از راههاي مختلف بودهام. مثلا در مكانهايي از جمله چند گالري نقاشي بعضي از حلقههاي دوستانه در ازاي كپي سيدي مبالغي را جمع كرده بودند تا در اختيار من قرار دهند. يا شاهد اين بودم كه بارها و بارها مخاطبانم آنها كه سيديها را مجاني بهدست آورده بودند، اين قول را به من دادند كه به محض به بازار آمدن اولين سيدي خود آنها جزو اولين خريداران باشند.
5- چند هفته پيش، با يكي از دوستان در كافه موزه سينما به قصد رفع خستگي و چاقكردن نفسي نشسته بودم. خانم جواني پيش من آمد، آشنايي داد و با خوشحالي يك سيدي نشانم داد. با تعجب بيشتر پرسيدم كه آن سيدي چيست؟ مجموعهاي كامل بود از تمام كارهاي پخش شده به اضافه فيلم مستندي كه سامان سالور درباره من ساخته بود. با تعجب پرسيدم كه آن سيدي را از كجا تهيه كرده؟ كاملا سرخوشانه گفت كه از سيديفروشي كنار كافه خريده است. با شنيدن كلمه خريد، ديگر احساسم حس توأمان غم و شادي نبود
. چيزي بود ميان خشم و تعجب. بديهي بود كه آن خانم و بسياري ديگر از خريداران مثل او گمان ميكردند كه من در جريان چنين معاملاتي هستم و حتي از آن نفع ميبرم. با اصرار دوستم به سيدي فروشي رفتيم. از اينجا به بعد ماجرا را بهتر بود كه ميديديد تا بخواهيد از طريق اين متن پيگيري كنيد. كمكم بحثي بيسرانجام آغاز و تبديل به بلبشويي بيفرجام و فضاحتي پايانناپذير شد.
باتلاقي كه موضوعش من بودم، اما بيشتر از هر كسي خطر فرورفتن و غرقشدن در دور و بر خود من ميچرخيد. سوال ما اين بود كه چرا قطعهها را ميفروشيد و اصلا از كجا ميآوريد و مرد فروشنده، در عرض پنج دقيقه فيالبداهه 10 الي 12 روايت براي ما ساخت كه در كمتر از چند ثانيه يكي پس از ديگري دروغ از آب آمد. تا اينكه بعد از خلع سلاحشدن در برابر نگاه پرسان و عصباني ما شمشيرهاي ديگري را از رو بست.
يكي اينكه ما تجارت ميكنيم و قوانين خودمان را داريم، حرفي كه بيان صريحتر آن اين است كه آقاي مولف! هر كس ميخواهي باش ما قطعههايت را ميفروشيم، پولش را هم به جيب ميزنيم و هيچ كاري هم نميتواني بكني. يكي ديگر از شمشيرها اين بود كه آقاي فلاني! ما از انبوه دوستداران تو هستيم و با موسيقي تو زندگيها كردهايم. برداشت ما براساس موسيقيات از شخصت تو اين بود كه رهاتر از آن هستي كه در بند منافع مادي باشي و يكي هم اينكه، اصلا مقصر خودت هستي. بايد حواست را جمع ميكردي تا قطعههايت پخش نشود و تازه بايد از خدايت هم باشد كه ما داريم معرفيات ميكنيم و برايت مخاطب پيدا ميكنيم.
حالا شما خودتان را جاي من بگذاريد. بايد از سنگ باشي كه سرت را به ديوار نكوبي. وقتي از تو ميخواهند وارسته باشي و در مقابل سرقت داراييات حرفي نزني و راهت را بكشي و بروي، وقتي ميگويند دستت به جايي بند نيست، هر كاري ميخواهي بكن و تازه مولفان باسابقهتر و معتبرتر از تو هم در برابر اتفاقهاي مشابه نتوانستهاند كاري كنند.
6- شايد باور نكنيد ولي من مالباخته در اوج عصبانيت و آزردگي براي آن سيديفروش حق قايل بودم. بهجاي صفتهايي چون دزد يا پررو، ترجيح ميدهم از كلمه «عجيب» براي توصيف چنين آدمهايي استفاده كنم. آن سيديفروش عجيب بود، چون ما در وضعيت عجيبي به سر ميبريم كه نهتنها فضاي فرهنگ و هنر بلكه تمام شوون زندگيمان را در بر گرفته است.
ما در جامعهاي زندگي ميكنيم كه در آن خيرهشدن عادي دو شهروند به يكديگر به راحتي ميتواند به دعوا و منازعه منجر شود. ما به ديگري بهعنوان دشمن نگاه ميكنيم. مشكل هر كس، مشكل خودش است و حتي اگر چيزي يا كسي را دوست داشته باشيم يك آن به مسووليتمان در قبال او فكر نميكنيم. بعد از ملاقات با آن سيديفروش، ملاقاتي با بعضي از اهالي فرهنگ، چند ناشر موسيقي و... داشتم و چيزهايي دستگيرم شد كه وظيفه انساني خود دانستم شخصا بازگردم و در فرصتي مغتنم از آن سيديفروش عذرخواهي كنم.
حق کپی رایت ( ترویج اندیشه ی دینی)
حقیقت آنست که منع کپی رایت فیلمها ونرم افزارها در ایران بیش از آنکه به شرع ویا قانون بازگردد به سیاست بازی
برمی گردد سئوالی دارم کدام سیستم رایانه ای ونرم افزار های آن که ما امروز به رایگان برروی کامپیوترهایمان نصب
می کنیم دارای مجوز قانونی از سوی تولید کننده آنست ویندوزی که برروی سیستم ها نصب است برنامه آفیس وفتوشاب برنامه نمایش تصاویر ومیکس فیلم مانند یولید وبازی های رایانه ای ضد ویروسها راه انداز های صوتی مختلف مانند playerreal وmediaplayerوqouicktimeplayerوjetaudioوسایرplayerهابرنامه های دانلود برنامه ازاینترنت مانندInternet Download ManagerوسایرManagerهاو.... که میلیون ها خط برنامه برای آن نوشته شده وهزاران نفربرای تهیه آن تلاش کرده اند وامروز برسیستم اکثر خوانندگان محترم والبته خودم موجود است دزدی است ولی هیچیک از آقایان که کپی رایت برنامه های
بی محتوا وبی ارزش داخلی -که اگر کمی آنها را بررسی کنیم کپی ناشیانه نرم افزارهای خارجی هستند ویا با استفاده از همان نرم افزار های دزدی multi media builderهای مختلف ساخته شده اند -را ممنوع ساخته اند نمی خواهند
ودلشان نمی آید از این دزدی بزرگ چشم بپوشند
نمی خواهید بگوئید چون خارجی هستند می توان دزدی کرد!!که به یادتان می آورم سخن امیرالمومنین علی علیه السلام درنهج البلاغه در ماجرای حمله معاویه به بلاد اسلام ومناطق یهودی نشین ...
واز نتایج این دزدی بزرگ ما ایرانی ها اینست که امروز در جهان با تحریم نرم افزاری وسخت افزاری هم مواجه شده ایم که بسیاری از این تحریمها بیش از آنکه به موضوعات سیاسی باز گردد به دزدی ما برمی گردد وامروزه غربی ها برای کشورهای کوچک عربی که به اندازه بعضی از روستاهای ما جمعیت ندارند برنامه با زبان عربی می سازند ولی ما فارسها از این نعمت محرومیم وهرجاکه نامی از ایران باشد می دانیم که پشت آن ورود ممنوعی است وآفیسی را که شرکت microsoftبه زبان فارسی تهیه کرده بود بر خلاف تصور بسیاری برای ما نبود وبرای تاجیکستان بود
البته نمی توانم بگویم که از این آزادی نرم افزارهای خارجی در ایران ناراحتم چون با رعایت این قانون بین المللی یعنی دزدی نکردن خود من هم ازداشتن اینهمه نرم افزار که باید برای داشتن آن ده ها میلیون تومان هزینه می کردم محروم می شدم !
فروش كپي رايت در كنار خيابان و بقالي سر كوچه!!!
بخش کامپيوتر روزنامه ابرار اقتصادي –
همين طور بيشتر و بيشتر مي شود• البته تعجبي هم ندارد وقتي توي مغازه ها هست و كسي كاري به كارشان ندارد، چرا در گوشه خيابان ها نباشد•
مثل اينكه ما هرچه پيش مي رويم، عقب تر مي افتيم• فصل هم فصل تابستان است و بازارش گرم است• به جاي اينكه در زير ميزمغازه و مخفيانه به فروش رود، حالا در اطراف ميدان ها، زيرپل هاي بزرگ و در مسيرهايي كه افراد بيشتري رفت وآمد دارند به فروش مي رسد• طرف گوشه خيابان بقچه اش را باز مي كند تا هرچه مي خواهي انتخاب كني و با قيمت حدود 1 تا 2 دلار خريد كني•
حالا ديگر مي تواني رنگ به رنگ CDهايي را در گوشه و كنار شهر ببيني كه به سادگي فروش جوراب به فروش مي رسد• تجربه ثابت كرده كه اين گونه مسايل كه فقط دردسر دارد را كمتر كسي پيگيري مي كند•
باور كنيد اگر يكي از مديران شركتي مثل مايكروسافت و يا هرفرد خارجي كه چيزي از نرم افزار مي داند• وقتي از وسط شهر رد شود بعيد نيست كه سكته كند• فقط با 2 دلار ناقابل مي توان زحمت و هزينه چند ميليون دلاري را صاحب شد•
نقض كپي رايت در گوشه خيابان فقط مربوط به نرم افزارهاي خارجي نيست، در ميان آنهامي توان نرم افزارهاي داخلي را نيز كه با خون دل طراحي شده است را ديد باور كنيد فروش نوع مدرن صفحه هاي گرامافون سابق كه امروزه كوچكتر و براق تر شده و نام CD به خود گرفته اند! تنها فروش يك لوح سوراخ 1500توماني نيست• اين نقض كپي رايت (حقوق معنوي)، نقض وجدان، تسريع در فرار مغزها و گسترش يك فرهنگ زشت و مخرب است•
به راستي وقتي در پشت ويترين مغازه ها، نرم افزارهاي كپي شده بي هيچ ترسي به فروش مي رسد، انتظار فروش آنها در گوشه خيابان چندان دور از ذهن نيست•
در مورد ارزش و سودمندي صنعت نرم افزار كلي مديحه سرايي شده است و قصد آن نيست كه ماهم وقت خود و مسوولان ذيربط را بگيريم•
فقط به اين نكته توجه كنيد كه درآمد يك شركت و تنها يك شركت نرم افزاري با بودجه كل كشور ما كه از هزار طريق تأمين مي شود برابري مي كند•
ما هنوز هم نمي دانيم چه ارگاني مسوول و متولي جلوگيري از ترغيب فرار مغزها و سرمايه هاي نرم افزاري كشور است ولي شايد بد نباشد كه از مسوولان وزارت جهاد و كشاورزي بخواهيم كه فكري براي اين معضل بكند، ما كه از ساير ارگان ها حركت عمده و خاصي نديديم•
! Pirates of the copyright infringment
Most Iranians hate unlawful and unethical activities like copyright infringement. You may think that respecting copyright is a socially accepted practice and wonder about the reasons behind the copyright infringements. I shall explore possible reasons behind it.
1. Low Cost Alternatives
Poor people are allowed the same dreams as everyone else. Low incomes render most people in developing countries, including Iran, unwilling to pay the high price of copyrighted work. People wish to enjoy the benefits of using these products and that is why businesses and consumers search for ways to obtain illegal copies of software, music and movies from pirates. It is a demand and supply thing. As long as there are cheaper alternatives to the originals, the incentive to obtain them remains.
2. No other choice
High risks and a smaller market due to international sanctions, political reasons or lower incomes mean that US companies and many European firms do not actively seek to market their digital products in Iran. As a result, piracy percentages are climbing in Iran and it becomes increasingly difficult for copyright owners to establish a legitimate market.
3. Lack of respect for the law
If we desire respect for the law, we must first make the law respectable. Current laws on intellectual property and copyright in Iran do not cover most of the modern issues including digital copyright. The lack of resources dedicated to the enforcement of copyright law in Iran not only affects the software, music and movie industries. Several other less noticeable business areas are also heavily affected by copyright piracy.
4. Lack of political will
The United States has repeatedly blocked Iran's entrance into the WTO (World Trade Organization). Joining the WTO would open new doors for Iran to enjoy mutual economic cooperation with the world. One of the requirements for WTO membership is the acceptance and practice of international copyright laws.
Pirated Version of Windows Vista Selling for $8 in Iran
Microsoft has taken all possible steps to protect their latest and most advanced OS. Still all efforts are turning out in vain as according to reports the operating system is already been cracked by some Iranian hackers
According to Circular 38a of the U.S. Copyright Office, Iran has no official copyright relations whatsoever with the United States.
Therefore works originating in one of these countries are thus not copyrighted in the United States, regardless of the local copyright laws of these countries (see 17 USC § 104, quoted in the circular). In short, there currently are no laws in effect that protect the intellectual or proprietary rights of anything of Iranian origin.
However Iran did ratify the Protocol to the Convention for the Protection of Cultural Property in the Event of Armed Conflict. (The Hague, 14 May 1954.) in 1959 and the Convention on the Means of Prohibiting and Preventing the Illicit Import, Export and Transfer of Ownership of Cultural Property (Paris, 14 November 1970.) in 1975, and agreed to the Convention concerning the Protection of the World Cultural and Natural Heritage (Paris, 16 November 1972) and to the Second Protocol to the Hague Convention of 1954 for the Protection of Cultural Property in the Event of Armed Conflict. (The Hague, 26 March 1999) in 2005.[1]
Iran however does have a set of fairly detailed legal codes to protect the proprietary and intellectual rights of works produced inside Iran [2]. These laws however do not hold outside Iran as it is not a member of the Berne Convention for the Protection of Literary and Artistic Works, or its extension WIPO Copyright Treaty, or World Trade Organization (WTO).
On the other hand, Iran's government refuses to abide by WTO copyright laws, endorsing the free distribution of pirated software in ubiquitous quantities, Linux is growing in popularity however.[3]
Iran however must eventually change this status when it becomes a full-member of WTO, as all members must abide by WTO's copyright regulations. However, USA had previously vetoed Iran's ascension to WTO 22 times, and as of 2007, actively refuses to support Iran's full-membership in the WTO. Subsequently, Iran rejects the demands to observe the WTO copyright laws.
|
|
Unless they are pre-installed on newly purchased computers, Microsoft products are used without a license in Iran, whether by government offices, universities, or personal users.[4] There are in fact entire shopping centers in Tehran and other cities in Iran that specialize in the wholesale of pirated, often highly specialized software. Catia for example, is a highly specialized Computer Aided Design software. It is sold in a double CD package for 5 $US in Iran. And government affiliated organizations such as the Jahad Daneshgahi sell such software at even further discounted prices across many campuses such as Tehran University.
Two such shopping centers notorious for the large quantity sale of pirated software are Pasazh Paytakht (مجتمع کامپیوتر پایتخت) located adjacent to K. N. Toosi University of Technology, and Bazaar Reza (near Amir Kabir University). Other centers exist in Ekbatan and Enqelab Square.
Recently, there has been a surge in Iranian "Warez" and "Crackz" websites, as the Iranian laws do not forbid hosting them in Iran. Hence, unlike most other countries where hosting these websites would lead to fine and imprisonment, it is very efficient to do so in Iran.
It is not uncommon nowadays for IRIB, Iran's state run television broadcasting organization, to air edited and censored versions of Hollywood blockbusters in Persian language.[5] Some theaters however, such as Cinema Farhang in Tehran, screen the movies in the original language. None are screened with permission. [citation needed]
As is often the case, the pirated DVD of a Hollywood film hits the stores across Iran sooner than the movie is released in theaters in the U.S. Newly released movies however, are in-theater-handycam versions. Nevertheless, there is no shortage of pirated quality DVDs.
Copyright infringements are also prevalent in the Iranian press and other printed media. The academia for example rely almost entirely on translations of textbooks without any consenting publisher's permit. If in English, the books are unwarranted offset prints that enable students to purchase textbooks at subsidized prices.
ایران از جمله کشورهایی است که تهیه انواع نرم افزارهای چند صد دلاری در آن به قیمتی کمتر از یک دلار ممکن است. تفاوتی هم نمیکند چه نوع برنامه ای و نرم افزار محصول کدام شرکت است. از آخرین نسخه سیستم عامل ویندوز گرفته تا انواع نرم افزارهای گران قیمت گرافیکی همه و همه تنها به قمیت یک عدد سی دی خام با هزینه کپی آن یعنی کمتر از هزار تومان قابل تهیه هستند.

برای مشاهده وضعیت فروش نرم افراهای غیرقانونی کافی است سری به حوالی میدان انقلاب تهران بزنید تا آشفته بازاری از انواع نرم افزارهای قفل شکسته و غیرقانونی را ببینید. تقاضا برای خرید این نرم افزارها و سایر محصولات غیر قانونی نظیر فیلم های سینمایی و سی دی های موسیقی آنقدر بالاست که کتاب فروشی ها و حتی فروشگاه مواد غذایی هم در کنار مغازه، سبدی پر از انواع سی دی گذاشته و هر کدام را به قمیت 500 تومان به فروش می رسانند.
عوامل زمینه ساز
زمانی که بحث کپی رایت و نقض مکرر آن در کشور مطرح می شود، عده ای بر این عقیده اند که به علت اختلاف سطح درآمد با کشورهای توسعه یافته، اغلب مردم توانایی خرید نرم افزار اصلی را ندارند و کاربران برای بهره مندی از فناوری های جدید کامپیوتر به ناچار قوانین مربوط به مالکیت معنوی را نادیده میگیرند. دسته ای نیز نبود بسترهای فرهنگی را زمینه ساز این قضیه می دانند و به اعتقاد گروهی دیگر، نبود قوانین اجرایی یا عدم اجرای صحیح قوانین موجود از سوی دولت زمینه ساز این شرایط است.
محسن، برنامه نویس کامپیوتر، بر این باور است که اغلب مردم تنها تعرض به حقوق مادی را مخالف قانون، شرع و اخلاق می دانند. به عنوان مثال یک شهروند درستکار هیچگاه حاضر به تصرف یک وسیله فیزیکی بدون پرداخت بهای آن نیست زیرا معتقد است که برای تولید آن هزینه شده است. با این حال اغلب مردم با آگاهی از اینکه برای تولید نرم افزار نیز هزینه و زمان صرف شده است، اقدام به استفاده غیر مجاز از آن می نمایند.

وی میگوید: در حال حاضر صنعت نرم افزار در داخل به علت عدم رعایت قوانین کپی رایت با رکود نسبی روبروست. وقتی نتیجه چند سال کار یک گروه، بدون پرداختن بهای آن به راحتی بین مردم دست به دست می شود، دیگر انگیزه ای برای سرمایه گذاری در این بخش باقی نمی ماند.
آرش، یکی از فعالان صنف توزیع نرم افزار در پاسخ به این سوال که چرا اغلب مردم حاضر نیستند بهای نرم افزار را بپردازند، می گوید: "بیشتر مشتریان حرفه ای نیستند، به عنوان مثال اغلب مردم از روی کنجکاوی و یا سرگرمی حرفه ای ترین نرم افزارها را بر روی کامپیوتر خود نصب می کنند در حالی که معمولا اطلاعات تخصصی برای استفاده ی مفید از آن برنامه را نداشته، در حالیکه نرم افزارهای رایگان موجود در اینترنت نیز پاسخ گوی نیازهای آنهاست."
امید، از فروشندگان نرم افزار می گوید: "مردم به استفاده رایگان و البته غیرقانونی از نرم افزارهای حرفه ای خارجی عادت کرده اند و حاضر نیستند برای یک نرم افزار داخلی هزینه کنند. از طرفی استفاده از نرم افزاهای غیرقانونی آنقدر رواج دارد که کسی توانایی برخورد با آن را ندارد. او همچنین معتقد است در بسیاری از موارد عوامل فرهنگی، زمینه ساز این موضوع است. زیرا برخی از کاربران با وجود داشتن امکان مالی و صرف هزینه های بالا برای به روز نگه داشتن سخت افزار، به ندرت حاضر به پرداخت بهای نرم افزارهای داخلی و یا خارجی هستند."
در شرایطی که افراد زیادی با بی تفاوتی به دستاورد و نتیجه چند ماهه و حتی چند ساله دیگران تجاوز می کنند، شاید صحبت از رعایت حقوق نرم افزار های خارجی بیربط به نظر برسد.

نقض آشکار
اما این نرم افزارهای قفل شکسته از کجا میآیند و چطور به بازار راه پیدا میکنند؟ این سوالی است که پاسخ به آن چندان آسان به نظر نمیرسد. نقض قوانین کپی رایت آنقدر آشکار صورت میگیرد که نیازی به تجسس درباره آن نیست. بسیاری از شرکت های معروف در تهران هرسال صدها برنامه قفل شکسته را در یک بسته نرم افزاری در تیراژ گسترده در بازار پخش می کنند و روی این بسته ها خواستار رعایت حقوق مادی و معنوی شرکتشان هستند.
بسیاری از نرم افزاها نیز از طریق اینترنت قابل دسترسی هستند. کافی است تا در یکی از جستجوگرهای اینترنتی عبارت "نرم افزار" و "کرک" (crack) را جستجو کنید تا با شمار زیادی ازسایت ها و وبلاگ هایی مواجه شوید که هر روز لینک دهها نرم افزار را به همراه شماره سریال یا قفل شکن نرم افزار برای دانلود در سایت یا وبلاگشان معرفی میکنند.

سازمان های دولتی
اما موارد نقض حقوق مادی و معنوی نرم افزارها تنها مربوط به کاربران شخصی و کامپیوترهای خانگی نیست. بسیاری از مراکز دولتی و اغلب شرکتها نیز برای خرید انواع بسیاری از نرم افزارها تقریبا هیچ وجهی نمی پردازند. بنابراین سخت خواهد بود که از سازمانهایی که کامپیوتر های خود را با سیستم عامل های غیر قانونی راه اندازی کرده اند و از انواع نرم افزارهای قفل شکسته استفاده می کنند، توقع داشته باشیم که متولی برخورد با ناقضین حقوق شرکت های نرم افزاری باشند.
پيامدها
اگرچه در نگاه اول دستیابی تقریبا نامحدود کاربران ایرانی به گران ترین و حرفه ای ترین نرم افزارهای دنیا با کمترین ترین قمیت می تواند باعث افزایش دانش و پیشرفت کاربران در زمینه های مختلف علمی شود اما برخی معتقدند که دسترسی بدون محدودیت باعث شده کاربرانی که یک نرم افزار گران قیمت را تقریبا به رایگان به دست می آورند از تمام قابلیت های آن استفاده نکنند. مثلا یک گرافیست هم زمان توانایی کار با چندین نرم افزار پرقدرت حرفه ای و البته گران قیمت را دارد ولی قادر به استفاده از حداکثر توان همه این برنامه های چند صد دلاری نیست و درباره هرکدام از آنها اطلاعات کاملی ندارد.
یکی از متخصصان فناوری اطلاعات در این مورد می گوید: "در دسترس بودن تقریبا رایگان نرم افزار، باعث شده است که کمتر به برنامه های "منبع باز" (Open Source) توجه شود. این نرم افزارها می تواند در سطح ملی توسعه داده شده و در عين حال مصرف کننده متهم به نقض کپی رایت نمی شود."
از سویی دیگر دسترسی نامحدود به انواع نرم افزارها باعث ایجاد دیدگاهی مبنی بر صرف هزینه اندک برای نرم افزار شده و معمولا نرم افزارهای داخلی با ارزش در صورت داشتن قیمت نسبتا بالا با استقبال مواجه نمی شوند.
همچنین نقض حقوق معنوی، باعث خدشه دار شدن وجهه ایران در بازار جهانی نرم افزار شده است و باعث می شود که سرمایه گذاری خارجی در این زمینه کمتر صورت گیرد. همچنین با وجود متخصصان مستعد ایرانی، نه تنها سهم درآمد ایران از بازار چند صد میلیارد دلاری صنعت نرم افزار در جهان نزدیک به صفر بوده، بلکه اغلب تولیدات با هدف بازار بومی نیز (نظیر نرم افزارهای مالی و فرهنگنامه) توسط نفوذگران یا به اصطلاح هکرهای نرم افزار به صورت کپی وارد بازار می شود.